عشقم دوساله شد
واییییییییییی الزایمر گرفتم رفت ها میلادهمیشه بهم میگفت الزایمر داری ولی من قبول نمی کردم
ولی امروز به این نتیجه رسیدم که حرفش درسته 1/8 همون روزی که ازمسافرت برگشتیم روزی بود
که عشقم دوساله میشد ومن یادم رفته بود نمیدونم میلاد یادش بود یا ن ازش خبری ندارم من ب
فداش بشم علاقه ی من ب میلاد همه اش 2سال و4روزه ولی اون 5یا6 سال میشی درسته خیلی
نمیگذره ولی من واقعاعاشقشم اینوقابل توجه کسایی میگم که میگن تودوسش نداری وتحمیل شده
بهت ولی درواقع اینطور نیست من دیوانه وار میلادرو میخوام همنیجوری که اونم منواینجوری میخواد
ولی چ فایده وقتی مال هم نمیشیم پوووووووووف میدونم اگه میلاداین حرفمو میشنید میگفت باز
ناامیدشدی؟ولی به خدا دیگه امیدی نمیونده که من بهش دلخوش کنم همه چیز داره روز ب روز بهتر
ک هیچی بدتر وبدتر میشه خسته شدم ازبس بهم میگن شمامال هم نمیشین فراموشش کن یا
چیزای دیگه گفتنی نیست هرکی جای من باشه خسته ودرمونده میشه...............بیخیال عشقمو
عشقه نمیدونم حالا داره چیکارمیکنه وکجاس ولی هرکجاست خدانگهدارش نفس منه قربونش برم
عشقم جونم وعمرمه بایییییییییییی
نظرات شما عزیزان:
چرا که در تاریکی...چهره ها مشخص نیست!!
و هر لحظه...این امید...در درونم ریشه میزند...که امده ای...
ولی من ندیده ام!
نمیدونم اگه بهم گفته بود اره بازم اینجوری دوستش داشتم؟